حميد احمدى

244

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

كسانى كه اين نامه را بخوانند و كسانى كه در ناحيه شما بوده و دچار انحراف نيستند ، بايد حقوق ما را به ابراهيم بپردازند تا او هم به رازى برساند ، و اين دستور من است . اى اسحاق ! نامه مرا براى بلالى كه مورد اعتماد ماست و همچنين براى محمودى بخوان و هنگامى كه به بغداد رفتى ، براى دهقان - كه وكيل و ثقه ما بوده و پول از دوستان ما مىگيرد - و بالأخره براى هر كس از دوستان ما كه ديدى ، بخوان و اگر كسى خواست نسخه‌اى از آن بردارد ، مانعى نيست . به هر حال جز از شيطانى كه مخالف شماست ، آن را از كسى پنهان مدار . از شهر بيرون نرو تا عُمَرى را ببينى كه هرچه از دوستان به ما رسد ، در نهايت پس از چند واسطه به دست او مىرسد تا به ما برساند . « 1 » در اين نامه نيز با رعايت تقيه ( همانند نام بردن از دشمن به شيطان ) ، رابطان مختلف دينى و مالى معرفى شد و چگونگى ابلاغ دستور و جمع‌آورى ماليات و وجوه شرعى نيز بيان گرديد . گفتنى است در نامه مزبور به انحرافاتى همانند غلو و فرقه‌هايى مانند اسماعيليه و زيديه كه در شرق فعال بودند ، توجه شده است . در رأس سلسله وكلا ، عثمان بن سعيد معروف به « سمّان » بود كه با پوشش تجارت روغن به امور مالى و اجرايى امام عسكرى عليه السلام مىپرداخت و از اين طريق ارتباطش را با امام عليه السلام حفظ مىكرد . او پول‌ها و نامه‌ها را در ظرف روغن جاسازى مىكرد و براى امام عليه السلام مىفرستاد و نيز با كسب اجازه ايشان آنها را به مصرف موردنظر در امور دينى هزينه مىكرد . « 2 » با ايجاد سلسله مراتب و شبكه گسترده ارتباطى بين امام عليه السلام و شيعيان و همچنين در ميان شيعيان در شهرهاى مختلف ، به‌سرعت پيام و نامه‌هاى امام عليه السلام به شيعيان مىرسيد . اين امور با تربيت و رشد صدها تن از عالمان و فرهيختگان شيعى - كه در يك سلسله مراتب سازمانى ساماندهى شده بودند و در رأس هرم آن امام عليه السلام قرار داشت - هدايت شد و به حفظ و استمرار جريان امامت الهى و تشيع انجاميد . تدوين و تأليف آثار علمى عالمان شيعى در عصر امام حسن عسكرى عليه السلام عالمان بزرگ شيعى آثارى را تأليف كردند كه در حفظ و انتقال

--> ( 1 ) . بنگريد به : رسول جعفريان ، حيات فكرى و سياسى امامان شيعه عليهم السلام ، ص 548 و 549 ؛ محمد بن حسن طوسى ، اختيار معرفة الرجال ( رجال كشّى ) ، تحقيق محمدتقى فاضل ميبدى و سيد ابوالفضل موسويان ، ص 580 . ( 2 ) . محمد بن حسن طوسى ، الغيبة ، ص 214 و 215 .